تبليغاتX
چفیه - خاطره

اگرمردجنگي بيا 

اولين برخوردي كه داشتم بهداري منطقهُ 10 سابق بود كه بنده در آبدارخانه با شهيد بزرگوار شريفي پور داشتيم چاي مي خورديم ، ديديم كه يكنفر دارد به آبدارخانه مي آيد . لباس فرم سپاه پوشيده بود آستين لباسهايش هميشه تا خورده بود و رفته بود بالا ، با لهجهُ تركي سلام كرد و شريفي پور بلند شود وباايشان روبوسي كرد و بنده را نيز به ايشان معرفي كرد .شريفي پور روبه ممقاني كرد وگفت: مي خواهي بفرستمش بيايد پيشت .

ايشان با لهجهُ بسيار شيرين گفت : مرد جنگي ؟!يا نه؟! اگر مرد جنگي بيا . اگر نه كه هيچ.

شريفي پورگفت : نه انشاء الله كه مرد جنگ است. بعد رو كرد به من گفت : راست مي گويي يا نه؟

گفتم : راست مي گويم .

گفت انشاء الله

التماس دعا

+ نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت 20:26 توسط مصطفی |