//// مناجات \\\\

خدایا او را به من ده تا قلب خویش را بتو دهم
خدایا کاری کن که تنها روی او را ببینم
خدایا عهد میبندم که قلب خویش را بتو دهم ! آنچنانکه عشق من از درگاهت خواستار است بر من ارزانی دار ..... من دیگر بقیه جان خویش را جز وقف تو نخواهم کرد !
خدایا این دعای پست و ناچیز مرا ببخش ... نه قدرت آن دارم که نام او را از لبانم دور گردانم و نه قدرت دارم که درد دل خویش را فراموش کنم
خدایا تو میدانی که برای دوست داشتن تو به وجود او احتیاج دارم
خدایا ... آه خدایا بانگ بر تو میزنم ..... در این روزگار سفالت تنهایم مگذار ...
به نقل از http://behrooss.blogfa.com/
بی عنوان . . .
مسيحي مي نمود. فهميده بود مسلمان هستم و شيعه!
جلو آمد و گفت : مي خواهم علي را در يك جمله تعريف كني!
يك جمله از جرج جرداق مسيحي به ذهنم رسيد : «علي آن اقيانوس بي كراني است كه قطره اشك يتيمي طوفانياش ميكند!»

احساس كردم زير لب چيزي ميگويد مثل « اشهد ان . . . »
سرش را به زير انداخت و رفت . . . شانههايش اما تكان ميخورد.
.
.
.
بعدها فهميدم يتيم بوده! . . .

به بهانه صحبتهای آقا در عید سعید فطر . . .
. . . چندین بار صحبت ها رو گوش دادم . . . خیلی کم و مختصر بود . . . اما لحن غریبی داشت . . . نمیدونم تو هم غریبی رو تو حرفاش حس کردی؟!! . . . یه بار دیگه گوش بده . . . حکایت حکایت استخوان در گلو و خار در چشم نباشه . . . وای بر ما اگر . . .

به قول یکی از بروبچز که خوب گفت :
من كه ميدانم دليل بغض هايت سيل پاكستان نبود
اين لطافت در خيالم از كسي ممكن نبود
اي اميرم، رهبرم، مولاي من، اي سرورم!
در قنوتت اشك هايت داد مي زد هيچكس محرم نبود
وای بر ما . . . وای بر ما . . .
امروز چند تا مطلب جذاب توجهم رو جلب کرد. با خودم گفتم بد نیست شما هم بخونین و اگه دوست داشتین احساستون رو برام ارسال کنید :
اولیش یه حدیث از امام علی (ع) هست :
امیرالمومنین میفرمایند : اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی ، فردا به آن چشم نگاهش مکن ، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی . . .

خدایا . . . فقط میگم ما رو به حال خودمون نذار . . . تنها پناه هممون تویی . . .
و جمله دوم که نمیدونم از کیه :
تمام ناراحتیهای زندگیم بابت اتفاقاتی بود که هرگز اتفاق نیفتاد !!! . . .
سلام خدا. این منم شیخ. خدایا! من هم از تو شاکی ام؛ تو مرا بی سواد آفریدی. من کلا به شما که عرض می کنم دیر می گیرم. حافظه ام ضعیف است. البته پول را خوب می گیرم اما مطلب را دیر می گیرم. تو به من مغز دادی اما من مغزم را والکمن(!) نگه داشتم. من فارسی ام ضعیف است. من در شیمی با تک ماده قبول شدم و از عربی افتادم. خدایا! همه مرا مسخره می کنند. من خب چه می دانم که خلیج به دول برمی گردد یا به چی. من فرق دیار باقی و دیار فانی را نمی دانم. راه می روم سایه ام قصد تعرض دارد. می خوابم خواب تعرض می بینم. کل زندگی ام شده تعرض. خدایا! من را اینطوری نگاه نکن. من چیز باغ ملکوفت(!) بودم، نی ام از عالم خاک، چند روزی نفسی ساخته اند از قفسم. خدایا! تو به من روزی دادی اما نه به اندازه شهرام. من از امام نامه دارم. من در بنیاد شهید بودم. من در سلول انفرادی بودم. پایه گزار سلول بنیادی من بودم که در بنیاد شهید، سلول انفرادی کار گذاشتم. خدایا! هر نفسی که می کشم ممد حیاط خلوت آمریکاست و به شکراندرش ۲ نعمت، یکی اش نعمت نفتی و آن دیگری اسمش خوب بودها. خدایا! جنتی گفته من از آمریکا پول گرفتم، این در حالی است که روزی ما دست توست! خدایا! من هم آدمم خب. من نمی توانم بروم سر قبر بابام. این روزها مردم عصبانی شده اند. من شکایت دارم از فقد سوادنا! من بی سوادم. من غلط کردم مجتهد جامع الشرایط باشم. من فرق چیز چپ و راستم را بلد نیستم. خدایا! می شود مرا بکنی رئیس جمپور! من خیلی دوست دارم رئیس جمپور شوم و به همه زور بگویم. من را بکنی رئیس جمپور به خود تو ماهی ۸۰ هزار تومان پول می دهم! من برنامه دارم. این را مردم نمی فهمند. مردم خیلی بد شده اند. خدایا! نه غزه نه لبنان نه ایران نه عراق نه آمریکا، فقط عشق است ملکوفت خودت. تو نگذار سرازیری اول قبر بوکسوبات(!) کنم. من پرونده ام سیاه است. مرا ببخش. الهی علف. خدایا! تو را قسمت می دهم به ابوموسی اشعری که اهل توسعه سیاسی بود. خدایا! من در روز قدس می خواهم رژیم را ساقط کنم اما تو بگو، چه جوری؟ آن گور به گوری ممد تمدن که ترسوست، این یکی هم فقط دارد می کشد. فقط من پای آرمانم ایستاده ام و دارد زیر چیزم علف سبز می شود. الهی علف! من علف می خواهم. العفو تلفظش سخت است. من نمی دانم العفو در “الهی العفو” به الهی برمی گردد یا به الهی قمشه ای اما خوب می دانم علف به کمثل الحمار بر می گردد. خدایا! من کلا به شما که عرض می کنم؛ به جای آنکه خر خوبی باشم، شده ام اسب تراوا. من آدم بشو نیستم. چند بار امتحان کردم، نشد. پینوکیو آدم شد اما من چون خط امامی هستم و امام گفت؛ آدم شدن محال است، من هم محال است آدم شوم. خدایا! اصلا تو پول نداشتی، برای چی مهمانی گرفتی؟ آدم پول ندارد، مهمانی می گیرد؟ آنهم یک ماه! لااقل یک روز دو روز. چه خبر است؟ روز قدس با زبان روزه چه جوری علیه رژیم شعار بدهیم؟ اصلا خدایا! کلا به شما که عرض می کنم؛ بیا و قدرتت را نشان بده و جای عید فطر و روز قدس را عوض کن. یا روز قدس را بیانداز در همان عید فطر که دو تا یکی کنیم! خدایا! تو خدای منی اما من دارم آمریکا را می پرستم. خر نبودم غرب از من کولی نمی گرفت. از بس بی سوادم بیانیه هایم را یکی دیگر برایم می نویسد. خدایا! آن دنیا آرای باطله می رود بهشت و من باید بروم جهنم؟ خدا را خوش می آید؟ نه، اگر تو راضی هستی، من هم راضی ام به رضای تو اما کلا مرا به بهشت ببری بهتر است. من در بهشت می شوم زنگ تفریح اما در جهنم دلت می آید مرا بسوزانی؟ وانگهی؛ جهنمی ها آدمهای خوبی نیستند و دم به ساعت احتمال تعرض هست. من هم تنم می خارد برای این حرفها، آن وقت جهنم می شود هتل! نگویی نگفتم ها! خلاصه از ما گفتن بود. الهی! یا من ارجوه الی احسن الحال … یا سند من لا سند له … الهی! انا بی سواد و هل من ناصر فیها مطلع الفجر … اصلا ولش کن. همان فارسی صحبت کنم بهتر است: خدایا! چرا مرا همچین آفریدی؟
منبع :قطعه 26 (داداش حسین)
این خبر رو که به تازگی افشا شده من از یه سایت خبری خارجی
برداشت کردم و ترجمه اش کردم...
شبيه خنده تلخ رقيبها شده ايم
به جاي سيب، اسير "دوسيب"
ها شده ايم
صــداي هق هق آن گـريه هـاي زيـــبا كـو
گرفته طعم مناجات، طعم تنباكو
بـراي خوانـــدن بعضي دعــاي معروفــــه
زياد فرق ندارند، كافـه يا كوفــه
ميان معركه "امن يجيب" هم
خوبست
حرم، پس از دوسه
ساعت،"دوسيب" همخوبست
ظهور مي كند آري صدا كنيد، حتما
ميـــان كام گرفتن، دعـــا كنيد حتمــا
كنايه بود ولي روضه خوان مواظب باش
آهاي، هيئتي ، نوجوان، مواظب باش

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام

. . . اين «شهر التّوبة و الانابه» است؛ ماه توبه است، ماه انابه است. توبه يعنى بازگشت از يك راه غلط، از يك كار غلط، از يك فكر غلط. انابه يعنى رجوع الى اللَّه، بازگشت به سمت خدا. اين توبه و انابه، به طور طبيعى يك معنائى را در خودش مندرج دارد. وقتى ميگوئيم از راه خطا برگرديم، معنايش اين است كه نقطهى خطا را، راه خطا را شناسائى كنيم؛ اين خيلى مهم است. ما همين طور كه داريم حركت ميكنيم، غالباً اينجور هستيم كه از كار خودمان، از خطاى خودمان، از تقصيرى كه ميكنيم، غفلت ميكنيم؛ توجه نميكنيم به اشكالى كه در كار خودمان وجود دارد. اين خود، هم خود شخصى است، هم خود جماعى؛ ملت خودمان، حزب خودمان، جريان خودمان، جناح خودمان. هرچه كه به خود انسان ارتباط پيدا ميكند، عيوب آن غالباً مورد غفلت قرار ميگيرد؛ لذا ديگران عيب ما را بايد به ما بگويند. اگر خودمان ميفهميديم و اصلاح ميكرديم، نوبت نميرسيد به ديگران؛ احتياج نبود كه ديگران به ما بگويند. اين توبه و انابه كه فرمودند، قدم اوّلش اين است كه به عيب كار توجه كنيم، بفهميم كجاى كار ما اشكال دارد؛ خطامان كجاست، گناهمان كجاست، تقصيرمان كجاست. از شخص خودمان هم شروع كنيم، تا بعد برسيم به دايرههاى جماعى وسيعتر. اول شخص خود را محاسبه كنيم، ببينيم كجا اشتباه كرديم؛ اين وظيفهى همه است. از ما آدمهاى معمولى كه تقصير و گناه و خطا در كارمان زياد است، بگيريد تا انسانهاى برجسته، تا بندگان صالح خدا، حتّى تا اولياءاللَّه؛ آنها هم همين جورند، آنها هم احتياج به استغفار دارند، آنها هم احتياج به توبه دارند. . .
امان از شایعه پراکنی . . .

در یونان باستان سقراط بدلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.
روزی فیلسوفی بزرگ که از آشنایان سقراط بود ، با هیجان نزد او آمد و گفت : سقراط میدانی راجع به یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟
سقراط پاسخ داد : لحظه ای صبر کن. قبل از اینکه چیزی به من بگویی از تو میخواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی.
مرد پرسید : سه پرسش؟
سقراط گفت : بله درست است. قبل از اینکه در مورد شاگردم با من صحبت کنی ، بیا لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش داری امتحان کنیم.
اولین پرسش حقیقت است.
کاملا مطمئنی آنچه را که میخواهی به من بگویی حقیقت دارد؟
مرد جواب داد : نه ، من فقط در موردش شنیده ام!!
سقراط گفت : بسیار خوب . . پس واقعا نمیدانی که خبر درست است یا نه!
حالا پرسش دوم : این پرسش ، پرسش خوبی است.
آنچه را که در مورد شاگردم میخواهی بگویی خبر خوبی است ؟
مرد پاسخ داد : نه ، برعکس . . .
سقراط ادامه داد : پس میخواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در صحت آن مطمئن هم نیستی بدهی؟
مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
سقراط ادامه داد : و اما پرسش سوم سودمند بودن است.
آنچه را که در مورد شاگردم میخواهی بگویی برای من سودمند است؟
مرد پاسخ داد : نه ، واقعا . . .

سقراط نتیجه گیری کرد : اگر میخواهی به من چیزی بگویی که نه حقیقت دارد ، نه خوب است و نه حتی برای من سودمند می باشد ، پس چرا اصلا آن را به من میگویی؟!!
حالا بیا کلاهمون رو قاضی کنیم . . .
چند درصد حرفایی که میگیم و میشنویم این خصوصیات رو دارن؟!!! . . .
ان شا الله به زودی زود به سمت اسرائیل پرواز میکنه


راستی عزیزان به نظر شما در نبرد با اسرائیل وضع چگونه خواهد بود ؟