تبليغاتX
  ***  سال همت مضاعف،کار مضاعف گرامی باد  ***

چفیه - دل نوشته یک بسیجی
چفیه - دل نوشته یک بسیجی
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.
مناجات کامله شیخ بی سواد با خدا(الهی علف) 


سلام خدا. این منم شیخ. خدایا! من هم از تو شاکی ام؛ تو مرا بی سواد آفریدی. من کلا به شما که عرض می کنم دیر می گیرم. حافظه ام ضعیف است. البته پول را خوب می گیرم اما مطلب را دیر می گیرم. تو به من مغز دادی اما من مغزم را والکمن(!) نگه داشتم. من فارسی ام ضعیف است. من در شیمی با تک ماده قبول شدم و از عربی افتادم. خدایا! همه مرا مسخره می کنند. من خب چه می دانم که خلیج به دول برمی گردد یا به چی. من فرق دیار باقی و دیار فانی را نمی دانم. راه می روم سایه ام قصد تعرض دارد. می خوابم خواب تعرض می بینم. کل زندگی ام شده تعرض. خدایا! من را اینطوری نگاه نکن. من چیز باغ ملکوفت(!) بودم، نی ام از عالم خاک، چند روزی نفسی ساخته اند از قفسم. خدایا! تو به من روزی دادی اما نه به اندازه شهرام. من از امام نامه دارم. من در بنیاد شهید بودم. من در سلول انفرادی بودم. پایه گزار سلول بنیادی من بودم که در بنیاد شهید، سلول انفرادی کار گذاشتم. خدایا! هر نفسی که می کشم ممد حیاط خلوت آمریکاست و به شکراندرش ۲ نعمت، یکی اش نعمت نفتی و آن دیگری اسمش خوب بودها. خدایا! جنتی گفته من از آمریکا پول گرفتم، این در حالی است که روزی ما دست توست! خدایا! من هم آدمم خب. من نمی توانم بروم سر قبر بابام. این روزها مردم عصبانی شده اند. من شکایت دارم از فقد سوادنا! من بی سوادم. من غلط کردم مجتهد جامع الشرایط باشم. من فرق چیز چپ و راستم را بلد نیستم. خدایا! می شود مرا بکنی رئیس جمپور! من خیلی دوست دارم رئیس جمپور شوم و به همه زور بگویم. من را بکنی رئیس جمپور به خود تو ماهی ۸۰ هزار تومان پول می دهم! من برنامه دارم. این را مردم نمی فهمند. مردم خیلی بد شده اند. خدایا! نه غزه نه لبنان نه ایران نه عراق نه آمریکا، فقط عشق است ملکوفت خودت. تو نگذار سرازیری اول قبر بوکسوبات(!) کنم. من پرونده ام سیاه است. مرا ببخش. الهی علف. خدایا! تو را قسمت می دهم به ابوموسی اشعری که اهل توسعه سیاسی بود. خدایا! من در روز قدس می خواهم رژیم را ساقط کنم اما تو بگو، چه جوری؟ آن گور به گوری ممد تمدن که ترسوست، این یکی هم فقط دارد می کشد. فقط من پای آرمانم ایستاده ام و دارد زیر چیزم علف سبز می شود. الهی علف! من علف می خواهم. العفو تلفظش سخت است. من نمی دانم العفو در “الهی العفو” به الهی برمی گردد یا به الهی قمشه ای اما خوب می دانم علف به کمثل الحمار بر می گردد. خدایا! من کلا به شما که عرض می کنم؛ به جای آنکه خر خوبی باشم، شده ام اسب تراوا. من آدم بشو نیستم. چند بار امتحان کردم، نشد. پینوکیو آدم شد اما من چون خط امامی هستم و امام گفت؛ آدم شدن محال است، من هم محال است آدم شوم. خدایا! اصلا تو پول نداشتی، برای چی مهمانی گرفتی؟ آدم پول ندارد، مهمانی می گیرد؟ آنهم یک ماه! لااقل یک روز دو روز. چه خبر است؟ روز قدس با زبان روزه چه جوری علیه رژیم شعار بدهیم؟ اصلا خدایا! کلا به شما که عرض می کنم؛ بیا و قدرتت را نشان بده و جای عید فطر و روز قدس را عوض کن. یا روز قدس را بیانداز در همان عید فطر که دو تا یکی کنیم! خدایا! تو خدای منی اما من دارم آمریکا را می پرستم. خر نبودم غرب از من کولی نمی گرفت. از بس بی سوادم بیانیه هایم را یکی دیگر برایم می نویسد. خدایا! آن دنیا آرای باطله می رود بهشت و من باید بروم جهنم؟ خدا را خوش می آید؟ نه، اگر تو راضی هستی، من هم راضی ام به رضای تو اما کلا مرا به بهشت ببری بهتر است. من در بهشت می شوم زنگ تفریح اما در جهنم دلت می آید مرا بسوزانی؟ وانگهی؛ جهنمی ها آدمهای خوبی نیستند و دم به ساعت احتمال تعرض هست. من هم تنم می خارد برای این حرفها، آن وقت جهنم می شود هتل! نگویی نگفتم ها! خلاصه از ما گفتن بود. الهی! یا من ارجوه الی احسن الحال … یا سند من لا سند له … الهی! انا بی سواد و هل من ناصر فیها مطلع الفجر … اصلا ولش کن. همان فارسی صحبت کنم بهتر است: خدایا! چرا مرا همچین آفریدی؟


                                                                                                                                             منبع :قطعه 26 (داداش حسین)

|+|
نوشته شده توسط مصطفی در دوشنبه هشتم شهریور 1389 و ساعت 12:21
طولانی ترین خنده ( قهقهه ) در 3000 سال اخیر 
سلام امروز با یه خبر داغ اومدم

این خبر رو که به تازگی افشا شده من از یه سایت خبری خارجی

برداشت کردم و ترجمه اش کردم...

متن خبر این بود




طولانی ترین خنده ( قهقهه ) در 3000 سال اخیر



این فرد به هنگام دیدن مناظره دکتر احمدی نژاد و شیخ مهدی کروبی معروف به (شیخ بی سواد )

بعد از شنیدن مزخرفات شیخ ساده لوح و ماجرای 300 میلیون شهرام خان جزایری که

آخر هم مشخص نشد قضیه چی بوده تا همین الان در حال خنده است


به خاطر اینکه شما از صحت این خبر مطلع بشین من لینک

خنده این فرد رو که آنلاین پخش میشه 

گذاشتم تو سایت

کلیک کنید.





 ما رو از نظراتتون بی نصیب نزارید

|+|
نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه هفتم شهریور 1389 و ساعت 16:40
کافه یا کوفه ؟ 

شبيه خنده تلخ رقيب‌ها شده ايم

 به جاي سيب، اسير "دوسيب" ها شده ايم
 
صــداي هق هق آن گـريه هـاي زيـــبا كـو

گرفته طعم مناجات، طعم تنباكو  

بـراي خوانـــدن بعضي دعــاي معروفــــه

 زياد فرق ندارند، كافـه يا كوفــه


 ميان معركه "امن يجيب" هم خوبست  

              حرم، پس از دوسه ساعت،"دوسيب" هم‌خوبست                
 
ظهور مي كند آري صدا كنيد، حتما 

ميـــان كام گرفتن، دعـــا كنيد حتمــا

كنايه بود ولي روضه خوان مواظب باش  

آهاي، هيئتي ، نوجوان، مواظب باش

 




منبع : آفتاب مهتاب
|+|
نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه چهارم شهریور 1389 و ساعت 18:0
گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام 

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام 

. . . اين «شهر التّوبة و الانابه» است؛ ماه توبه است، ماه انابه است. توبه يعنى بازگشت از يك راه غلط، از يك كار غلط، از يك فكر غلط. انابه يعنى رجوع الى اللَّه، بازگشت به سمت خدا. اين توبه و انابه، به طور طبيعى يك معنائى را در خودش مندرج دارد. وقتى ميگوئيم از راه خطا برگرديم، معنايش اين است كه نقطه‌ى خطا را، راه خطا را شناسائى كنيم؛ اين خيلى مهم است. ما همين طور كه داريم حركت ميكنيم، غالباً اينجور هستيم كه از كار خودمان، از خطاى خودمان، از تقصيرى كه ميكنيم، غفلت ميكنيم؛ توجه نميكنيم به اشكالى كه در كار خودمان وجود دارد. اين خود، هم خود شخصى است، هم خود جماعى؛ ملت خودمان، حزب خودمان، جريان خودمان، جناح خودمان. هرچه كه به خود انسان ارتباط پيدا ميكند، عيوب آن غالباً مورد غفلت قرار ميگيرد؛ لذا ديگران عيب ما را بايد به ما بگويند. اگر خودمان ميفهميديم و اصلاح ميكرديم، نوبت نميرسيد به ديگران؛ احتياج نبود كه ديگران به ما بگويند. اين توبه و انابه كه فرمودند، قدم اوّلش اين است كه به عيب كار توجه كنيم، بفهميم كجاى كار ما اشكال دارد؛ خطامان كجاست، گناهمان كجاست، تقصيرمان كجاست. از شخص خودمان هم شروع كنيم، تا بعد برسيم به دايره‌هاى جماعى وسيع‌تر. اول شخص خود را محاسبه كنيم، ببينيم كجا اشتباه كرديم؛ اين وظيفه‌ى همه است. از ما آدمهاى معمولى كه تقصير و گناه و خطا در كارمان زياد است، بگيريد تا انسانهاى برجسته، تا بندگان صالح خدا، حتّى تا اولياءاللَّه؛ آنها هم همين جورند، آنها هم احتياج به استغفار دارند، آنها هم احتياج به توبه دارند. . .

|+|
نوشته شده توسط دیده‌بان در سه شنبه دوم شهریور 1389 و ساعت 23:33